به نام خدا
انسان معلق وقتی درست شد، که فکر میکردم خوب است برخی علائق خودم را با دیگران تقسیم کنم. خوب، کار و بار من فعلاً بیشتر فلسفه است، آن هم از نوع تحلیلی. دین هم که جای خودش را دارد؛ و ادبیات هم همیشه برای خودش در ذهنم زاویهای داشته است.با گذشت قریب به شش ماه از تولد انسان معلق برایم روشن و روشنتر میشود که بهتر است آن را به فلسفه اختصاص دهم. اینطور که باشد تکلیف خودم و مخاطبینم روشنتر است. میمانَد دین و ادبیات و حرفهایی از زندگی روزمره. مطالبی که به نظرم خوب است گاهی در گوشهای یادداشت شوند. راز تولد این وبلاگ همین است.
والسلام
5 نظرات:
سلام
من از اول که به انسان معلق سر زدم یک جورایی ازش خوشم آمد هر چند علاقه زیادی به فلسفه ندارم ولی لحن کلامش و یک مطلبش در زمینه ترجمه مرا جذب کرد
امیدوارم بتوانم اینجا بیایم و از این به بعد یادداشت هایتان را بخوانم
مبارکه!
منتظرم. به انتظار فلسفه واندکی از آن ادب که می تراود از درون ذهن کوزه ی شماو گر گرچه بحر یک روزهای است.
راستی ادبیات؟کدوم قسمشششششششششششش؟
ادامه بده با نظم حاجي
بنويس تو مخي
بتركون
ما پاييم
بسم الله
بعد از سلام و درود
مبارک است شیخنا!
امیدوارم این پنجره هم همچون تعلیق قبلی پر رونق باشد.
...
«شق القلم»
(به روز است)
.: و نه... :.
یاعلی
ارسال یک نظر